23888888888 ادبیات ناحیه یک قم
ادبیات ناحیه یک قم
ادبیات ناحیه یک قم

جهت مشاهده وبلاگ گروه آموزشى ادبيات ناحيه يك استان قم به اين آدرس مراجعه فرماييد : adabiat1qom.blogfa.com




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 35 ،

بسمه تعالی

درپاسخ به شیوه ی تشخیص سوم شخص مفرد  ماضی نقلی از فعل اسنادی:

1.   در سوم شخص مفرد، کلمه ی قبل از (است) اگر صفت مفعولی باشد یعنی بن ماضی + فعل ماضی نقلی است مثل : گفته است رفته است شنیده است خوانده است.

2.   استثناء کلمات ( خسته و [ مانده به معنی خسته]) صفت مفعولی هستند از نظر ساختمان، امّا مسند حساب می شوند مثل : خسته است، مانده استاستفعل اسنادی است زیرا خسته و مانده با جزء (تر) گسترش می یابد. مانند : خسته تر، مانده ترمعنی می دهد.

3.   هرکلمه ای غیر از صفت مفعولی، قبل از (است) باید مسند است چه اسم باشد چه صفت. مثلاً: او گل است .      میز چوب است.   گل زیباست. گل، چوب و زیبا مسند هستند.

4.   اگر قبل از فعل(است) صفت بیاید غیر از صفت مفعولی با(تر) قابل گسترش است و در نتیجه مسند است:او خوب است   خوب تر است خوب تر= مسند

نتیجه بحث :

او رفته است .  رفته است ماضی نقلی   او خسته است.  خسته مسند 

حرف گفتنی است. گفتنی مسند.

صفت مفعولی نشانه ی ماضی نقلی است به استثناء ، ( خسته = مانده).


در پاسخ به بررسی مشکلات و ابهامات درس زبان فارسی پایه ی سوم متوسطه           ( ریاضی و تجربی )

1.      درس نهم : جمله ی سه جزئی گذرا به متمم با فعل اسنادی

  بطور مثال : این پارچه   از ابریشم   است. مسند نداریم و به جای مسند، متمم

                      نهاد          متمم      فعل اسنادی    به کار رفته است جمله = گذرا به متمم با فعل اسنادی است.

ممکن است در کتاب های کمک آموزشی و پا در تست های معتبر، در چنین مثال هایی به جای متمم بگویند مسند، اگر مجبور شویم گزینه ی مسند را انتخاب کنیم، اشکالی ندارد یعنی اگر گزینه ی سه جزئی گذرا به متمم بافعل اسنادی نبود مجبوریم مسند بگیریم اگر گزینه ی سه جزئی گذرا به متمم  بود نمی توان مسند گرفت در حقیقت متمم در این جملات به جای مسند نشسته است.

    <


    برچسب ها :
    تعداد بازدیدها : 40 ،

بنام یگانه هستی بخش

در جواب سوال شیوه تشخیص فعل اِسنادی از ماضی نقلی به این نتیجه می رسیم که:

گویش معیار : افعالی که در زبان فارسی امروز بدون توجه به پیشینه ی آن در زبان باستان رایج و شایع اند و بر اساس قاعده ی بن ماضی + ه = صفت مفعولی فعل معین" کمکی" ( ام ای است ایم- اید- اند ) ساخته می شوند، ماضی نقلی هستند. مانند گفته، رفته، آمده، برده و...

در فعل اِسنادی ما شاهد بن ماضی یا صفت مفعولی نیستیم و واژه ای که پایان"ه" غیر ملفوظ دارد در حقیقت اسم یا صفتی است که نقش مسندی را در جمله ایفا می کند و فعل " اسنادی" جمله است.

برای روشن شدن مطلب مثال های زیر را از نظر می گذرانیم:

    <


    برچسب ها :
    تعداد بازدیدها : 33 ،

آن قدیما دوستی الماس بود         دست دستِ حضرت عباس بود

ای نانجیب ها اگر نمی خواستید حسینی را تشنه بر ساحل بمیرانید، چرا احتیاطاً جهت استخاره برای بستن آب به رساله ی وجدان خود مراجعه نکردید.

فکر نکردید چرا باید در این برهوت شیطان این همه کرکس یکجا جمع شوند؟ چرا اقلاً دستهایتان را روی چشمهایتان نگذاشتید وقتی زنی سیاهپوش از اعماق همه ی خیمه های سوخته ی جهان بیرون زد؟ اما شما بیگانه از مردی حتی اگر ویزای اقامت این خارجی ها را هم می دیدید دست از مسابقه انسان کشی بر نمی داشتید. اگر شما اسم اسلام به گوشتان خورده بود شیر خشک علی اصغر را احتکار نمی کردید. مگر وقتی عباس به میدان آمد به خیلی از شماها غش و ضعف روز خیبر دست نداد؟

شما عربها هفت پشت، پدر همسایه را می دانید آخر چطور راه رفتن حسین(ع) شما را بیاد حرا نیانداخت؟

چطور شماها که صاحب فصیح ترین زبانها و بناگوش ها هستید از فریاد"هل من ناصر ینصرنی" سراسیمه به صحرای درون خویش نزدید؟ ای مادران شقایق گریه کنید! ای ابرهای بغض آلود، ای پنجره های مسدود گریه کنید، ای واژه های اندوه و اندود، این جملات نامفهومی که بر زبان سرگشتگی می آیید، ای پسر انسان شمشیرها اجازه می خواهند بر رگهای تو بوسه ای زنند، این خنجرهای متجاسر می خواهند بر قدمگاه بوسه پیامبران بنشینند. فردا کاروانیان می آیند و جنازه پسر انسان را نخواهند شناخت امشب همه ی مرغان زمینی بر جنازه ی پسر انسان نوحه خواهند خواند.

 




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 33 ،
سه شنبه 9 مهر 1392


شرح شرحه شرحه شدن عشق
در اجتهاد شریح آن روز که خون خدا را مباح میکرد
و اوج منزلت ری که جای بهشت نشست در نگاه پسر سعد
عاشورا فریادی رسا از حلقوم بریده تاریخ،‌ خطبه خطبه اشک...
بر گونه های خشک وارثان آب عاشورا

اسب ها شیهه نمی کشند، آفتاب نمی تابد، دلها نمی تپند
چشمان غمگین ” زینب ”دیگر
لبخند برادر را نمی بیند ..

 




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 32 ،

در این روزهای زیبای خداوندی بر آن شدیم تا یاد خدا را از زبان شاعر متعهد و فقیدمان دکتر قیصر امین پور در قلب و روحمان زنده تر کنیم.

خداوند همه جا حاضر و ناظر است و از ما به ما نزديك تر است; و به فرموده حضرت مولا، قبل از هر چيز و بعد از هر چيز و با هر چيز است. از اين رو قرآن انسان را امر به تفكر و خود شناسي كرده است; چه اين كه اگر انسان خود را به درستي بشناسد، خدا را شناخته است.

با اين حال بسيار مي شود كه اعمال انسان و صفات شيطاني او حجابي بين او و درونش، كه همان خداست، قرار مي دهد ; به گونه اي كه خود و خدا را به فراموشي مي سپرد. خود فراموشي كيفري است كه خداوند به سبب فراموش كردن او انسان را بهآن مبتلا مي كند.

پیش از اینها فکر می کردم خدا
خانه ای دارد میان ابرها

مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس و خشتی از طلا

پایه های برجش از عاج و بلور
بر سر تختی نشسته با غرور

ماه برق کوچکی از تاج او
هر ستاره پولکی از تاج او

اطلس پیراهن او آسمان
نقش روی دامن او کهکشان

رعد و برق شب صدای خنده اش
سیل و طوفان نعره توفنده اش

دکمه پیراهن او آفتاب
برق تیغ و خنجر او ماهتاب

هیچکس از جای او آگاه نیست
هیچکس را در حضورش راه نیست

پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویر بود

آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان دور از زمین

بود اما در میان ما نبود
مهربان و ساده و زیبا نبود

در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت

هر چه می پرسیدم از خود از خدا
از زمین، از آسمان، از ابرها

زود می گفتند این کار خداست
پرس و جو از کار او کاری خطاست

آب اگر خوردی، عذابش آتش است
هر چه می پرسی، جوابش آتش است

تا ببندی چشم ، کورت می کند
تا شدی نزدیک ،دورت می کند

کج گشودی دست، سنگت می کند
کج نهادی پای، لنگت می کند

تا خطا کردی عذابت می کند
در میان آتش آبت می کند

با همین قصه دلم مشغول بود
خوابهایم پر ز دیو و غول بود

نیت من در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا

هر چه می کردم همه از ترس بود
مثل از بر کردن یک درس بود

مثل تمرین حساب و هندسه
مثل تنبیه مدیر مدرسه

مثل صرف فعل ماضی سخت بود
مثل تکلیف ریاضی سخت بود

 
تا که یکشب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد یک سفر

در میان راه در یک روستا
خانه ای دیدیم خوب و آشنا

زود پرسیدم پدر اینجا کجاست
گفت اینجا خانه خوب خداست!

گفت اینجا می شود یک لحظه ماند
گوشه ای خلوت نمازی ساده خواند

با وضویی دست ورویی تازه کرد
با دل خود گفتگویی تازه کرد

گفتمش پس آن خدای خشمگین
خانه اش اینجاست اینجا در زمین؟

گفت آری خانه او بی ریاست
فرش هایش از گلیم و بوریاست

مهربان وساده وبی کینه است
مثل نوری در دل آیینه است

می توان با این خدا پرواز کرد
سفره دل را برایش باز کرد

می شود درباره گل حرف زد
صاف و ساده مثل بلبل حرف زد

چکه چکه مثل باران حرف زد
با دو قطره از هزاران حرف زد

می توان با او صمیمی حرف زد
مثل یاران قدیمی حرف زد

میتوان مثل علف ها حرف زد
با زبان بی الفبا حرف زد

میتوان درباره هر چیز گفت
می شود شعری خیال انگیز گفت....

تازه فهمیدم خدایم این خداست
این خدای مهربان و آشناست

دوستی از من به من نزدیک تر
از رگ گردن به من نزدیک تر

                                                                                    قیصر امین پور-ر وحش شاد




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 29 ،

1.    پیاله : درلغت به کاسه ای خرد گویند که بدان شراب نوشند. در اصطلاح متصوفه، پیاله در کنایت از محبوب است و برخی گفته اند هر ذره از موجودات پیاله ای است که ازآن مرد عارف شراب معرفت می خورد.

2.    پیمانه : از پیمان + ه (پسوند نسبت و ابزار در لغت به معنی ظرفی که بدان چیزها پیماند. مکیال، فقیر، کیله و معیار و نیز آوند شراب ( و مجازاً خود شراب ) است. در تصوف باده حقیقت را گویند و چیزی را گویند که در وی مشاهده ی انوار غیبی نمایند که در دل عارف باشد.

3.    جام : در لغت به معنی کاسه و ظرفی است که در آن آشامیدنی نوشند و از جمله پیاله ی شرابخواری و مجازاٌ شراب را گویند. در تصوف، جام، در دل عارف سالک است که مالامال از معرفت است.

4.    چمانه : کدوی منقشی است که بدان شراب خورند، نیم کدوی تراشیدۀ رنگ ونگار کرده که د آن شراب می خورده اند و بیشتر مخصوص سبُکی بوده است، پیاله یا کوزه شراب، ظرفی چون صراحی و مانند آن که در آن شراب فرو می ریخته اند.

5.    خُم : ازخنب، خمب، ظرف سفالین یا گلین بزرگ که در آن آب و دوشاب سرکه و شراب وآرد و مانند آنها کنند. خم کوچک را خمره یا خمبره گویند. خم برگترین ظرف شراب است که در آن شراب هم می ساختند.

6.    رطل : پیمانه و کیلی برای شراب که بیشتر از قدح بوده و انواع و اندازه های مختلف داشته است. گاهی نیز به معنی مطلق پیاله ی شراب آمده است.

7.    ساتگین/ ساتگن، ساتگینی، ساتگنی/ جام و پیاله بزرگ شرابخواری، واژه ای ترکی است و بر ظرفی بزرگ تر از جام اطلاق می کردند.

8.    ساغر، پیاله و جام شراب ظاهراً پیاله و جام و ساغر کوچک ترین آوند یا ظرف شرابخوری بوده اند اما تفاوت آن ها به درستی شناخته نیست.

9.    سبو، سبوی، آوندی سفالین و دسته دار که در آن آب و شراب و جز آن ها ریزند. در تصوف منبع فیضان نور حقیقت را گویند و کنایت از جام می وحدت است که از منبع فیض مطلق هر کسی را سهمی داده اند.

10.   شرابه : ساغر و پیاله، بتوان خُمی از شراب خوردن   نتوان دو شرابه آب خوردن (امیرخسرو دهلوی)

11.  صراحی : گونه ای ظرف شیشه ای یا بلورین یا شکمی نه بزرگ و نه کوچک و گلوگاهی تَنگ و دراز که در آن شراب یا مسکری دیگر کنند. تنگ شراب به شکل حیوانات از جمله مرغابی(بط) می ساخته اند و از این رو در اشعار برخی سرایندگان از بط شراب/بط می / بط صهبا سخن رفته است.

12.   قدح/ واژه ای عربی، کاسه، به ویژه کاسه ای بزرگ که آن را دست به دست و دور می گردانیده اند. در تصوف، فیوضات را گویند.

13.   قرّابه : شیشه شراب، قسمی شیشه شکم فراخ بزرگ تر از برنی، آوند شیشه ای برگی که در آن شراب و مانند آن ریزند.

14.  مینا که واژه ای فارسی و به گفته برخی پژوهشگران اصل آن واژۀ اوستایی است ولی برخی ریشه مینو به معنی آسمان و بهشت و زمرد دانسته اند. 




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 29 ،

آنگاه که ابراهیم، اسماعیل را به قربانگاه عشق برد

این ذات اقدس الهی بود که جلوه گر شد.

این عشق آموختنی است...

عید قربان، عید ذبح میوه ی دل ابراهیم و ایثار سبز اسماعیل

عید بر آمدن انسانی نو از خویشتن خویش، عید رهیدگی از اسارت نفس

عید لبیک به دعوت حق مبارک!





برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 31 ،

درس:ادبیات فارسی (تخصصی رشته ی ادبیات فارسی و علوم و معارف اسلامی)- کد کتاب 4/283چاپ 1391

 شامل :قافیه، عروض ،سبک شناسی و نقد و ادبی

مواد آزمون

نمره ی پایانی اول

نمره ی پایانی دوم،

شهریور،دی و بزرگسالان

نیمه ی نخست کتاب

نیمه ی دوم کتاب

قافیه

2/5

0/5

-

عروض

۷/۵

2

-

معنی و مفهوم شعر و نثر

3

1

4

درک مطلب

2

1

3

خودآزمایی

۱/۵

-

۱/۵

معنی واژه

1

-

0/5

دانش‌های ادبی(تاریخ ادبیات، سبک‌شناسی، آرایه‌های ادبی)

۲/۵

0/5

2

شعر حفظی

-

-

1

نقد ادبی

-

-

3

جمع

 

5

15

نمره ی نهایی

20

20

توجه:از ابتدای کتاب ادبیات فارسی تا پایان درس 13 به نوبت اول و از درس 14 تا    پایان کتاب به نوبت دوم اختصاص دارد.

 

 




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 32 ،

                  بارم بندی درس زبان و ادبیات فارسی عمومی ( همه ی رشته ها )

نمره ی پایانی دوم ، شهریور ، دی و بزرگسالان

نمره ی پایانی اول

مواد آزمون

4

2

6

معنی و مفهوم شعر و نثر

5/2

5/1

4

درک مطلب

2

1

3

خودآزمایی

5/1

-

2

تاریخ ادبیات و درآمدها

2

-

2

آرایه ها و نکات بلاغی

2

-

2

شعر حفظی

1

5/

1

معنی واژه در جمله

15

5

 

20

جمع

20

نمره ی نهایی

توجه : از ابتدای کتاب تا پایان درس14 به نوبت اول و از درس 15 تاپایان کتاب به نوبت دوم اختصاص دارد.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 33 ،






آمار وبلاگ
  • کل بازدید : 1438
  • بازدید امروز :2
  • بازدید دیروز : 0
  • بازدید این هفته : 5
  • بازدید این ماه : 24
  • تعداد نظرات : 0
  • تعداد کل پست ها : 23
  • افراد آنلاین : 1
امکانات جانبی

بالای صفحه